معماری برای زندگی
پروژههای معماری آژیانه
آژیانه از یک پرسش آغاز شد: چگونه میتوان آنچه باید بایستد را، به جایی برای زندگی تبدیل کرد؟ گروه معماری آژیانه در سال ۱۳۸۴ شمسی (۲۰۰۵ میلادی) به دست دکتر حسن طاهری و دکتر شکوفه ظاهری بنیانگذاری شد؛ مسیری که از همان ابتدا میان دو جهان شکل گرفت: سازه و معماری.
سازه به ما آموخت که هر بنا برای ایستادن به منطق نیاز دارد؛ معماری آموخت که ایستادن بهتنهایی کافی نیست. ساختمان باید بتواند زندگی را در خود جای دهد.
منتخب پروژههای معماری
از سازهای برای ایستادن، تا معماری برای زندگی
ما معماری را هیچگاه فقط در نما جستوجو نکردهایم. برای ما معماری از زمین، جهت آفتاب، باد، اقلیم، توپوگرافی، منظر، سازه و اقتصاد پروژه شروع میشود؛ و از انسانی که روزی در آن فضا زندگی خواهد کرد. هر زمین مسئلهٔ خودش را دارد و هر پروژه باید پاسخ خودش را پیدا کند. ما یک ساختمان را در زمینهای مختلف تکرار نکردهایم؛ تلاش کردهایم منطق هر پروژه را کشف کنیم.
بیش از دو دهه تجربه؛ و هنوز هر پروژه یک آغاز تازه است
از ۱۳۸۴ تا امروز، از خانه و ویلا تا برج مسکونی، از ساختمان منفرد تا مسترپلان، و از فضای داخلی تا مجموعههای تجاری، اقامتی و گردشگری؛ پروژههایی در تهران، مازندران و دیگر شهرهای ایران چیزی به دانش این دفتر اضافه کردهاند. خطی که روی کاغذ ساده است، در کارگاه با سازه، تأسیسات، مصالح، بودجه، زمان و قانون روبهرو میشود. کارگاه یکی از جدیترین معلمان معماری ما بوده است: زمین ← ایده ← معماری ← سازه ← اقتصاد ← اجرا ← زندگی.
معماری از زمین آغاز میشود
در پروژهٔ ساحلی، دریا فقط منظره نیست؛ بخشی از سازماندهی معماری است. در پروژهٔ کوهستانی، شیب زمین مانع نیست؛ نقطهٔ آغاز شکل است. در برج، مسئله فقط ارتفاع نیست؛ این است که در ارتفاع هنوز کیفیت یک خانه حفظ شود. در هتل، معماری از لحظهٔ ورود تا اقامت یک تجربهٔ پیوسته میسازد. و در مسترپلان، باید میان ساختمان، فضای باز، آب، سبزینگی و زندگی جمعی رابطه ساخت.
معماری و اقتصاد؛ دو جهان جدا نیستند
سالها حضور در طراحی، ساخت، سرمایهگذاری و توسعه یک واقعیت را روشن کرده است: معماریای که نتواند ساخته شود، هنوز پاسخ کامل پروژه نیست. زمین ارزش دارد، ساخت هزینه دارد، زمان سرمایه است. مسئله قربانیکردن معماری برای اقتصاد نیست؛ پیدا کردن نقطهای است که معماری، سازه، اقتصاد و امکان اجرا در برابر هم نایستند.
از خط تا زندگی
معماری همیشه با یک خط آغاز میشود؛ خطی روی کاغذ، مرزی روی زمین، یا افقی که از یک پنجره دیده خواهد شد. اما خط پایان معماری نیست. باید ساخته شود، نور وارد آن شود و آدمها در آن زندگی کنند. آن وقت است که خط، به زندگی تبدیل شده است.




















